أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

316

قانون ( فارسى )

تناول نمايند . تبها : تبها را به بار مىآورد از آن تركش كردند . زهرها : وزن دو درهمش سم قاتل است . شلجم ( شلغم ) : ديسقوريدوس گويد : شلغم بيابانى و كاشتنى دارد . شلغم بيابانى شاخه‌هاى بسيار دارد و در ويرانه‌ها رويد و به درازى يك ذرع بالا مىآيد و ساقه‌اش صاف و برگها صاف و به پهناى انگشت شست پا كمى زيادترند . همچون باقلى ثمرش در نيامك است و چون باز شد نيامكى ديگر پديد آيد كه تخمهاى سياهرنگ ريز در آن است و تخم را بشكنى داخلش سفيد است . در علاج سرمايى كه خلطهاى فروشده را ببار آورده نافع است . و از داروهاى تنقيه‌كننده مانند داروهايى ساخته از آرد لوبيا گرگى و غيره از قبيل آرد گندم و باقلى و گاودانه است . نوعى ديگر از شلغم هست كه از شلغم نامبرده كم‌غذاتر است و اگر قبل از سم تخم آن را خورده باشند تأثير سم را خنثى مىكند . مزاج : هر دو نوع شلغم در دوم گرم و در اول ترند . خاصيت : جالينوس فرمايد : شلغم را اگر خوب بپزند غذايى بسيار و متراكم مىدهد . و اگر هميشه خورند سبب بندآمده‌ها مىشود و بادزاست . شلغم با آب و نمك پخته كم‌غذاتر است . بهترش آن است كه با گوشت چرب بپزند . آرايش : اگر شلغمى را بسوزانند و موم و روغن گل در وسط آن ريزند و بر خاكستر گرم گذارند تا موم بگدازد علاج داء الثعلب كهنه است . قرحه : همين كار در تركهاى چركين ناشى از سرما مفيد است و اگر شلغم پخته را بر تركهاى مذكور نهند باز مفيد است . سينه : شلغم پخته با گوشت چرب سينه و گلو را نرم مىكند . اندامان غذا : شلغم با گوشت پخته غذاى بسيار دهد و گرده را گرمى بخشد . شلغم زياد در معده ماندگار است . مفاصل : آب‌پزش را بر نقرس پاشند بسيار سودمند است . با گوشت بپزند پشت را گرم كند . چشم : گويند خوردن خام و پختهء شلغم به نفع چشم است . اندامان راننده : شلغم منى بوجود آرد . آبش بول را ادرار دهد و اين دو تأثيرش آشكار است . شلغم با گوشت پخته بول را راه اندازد و شهوت‌انگيز است . تخم شلغم نيز شهوت‌انگيز است . خوردن برگ شلغم بول را ريزش دهد . شلغم پخته با آب و نمك كمتر شهوت‌انگيز است . شاذنج ( شادنه ) : شادنه بعضى از معدن استخراج مىشود و گاهى از معدنهاى مصر سنگ را حفر مىكنند و بيرون آورند . و در شادنه هم تقلب مىكنند كمى از سنگ شادنه را با سنگى مدور در تشتى مىريزند و بر خاكستر گرم مىگذارند و بعد از يك ساعت سنگ را بيرون آورند و سوهان مىزنند اگر رنگ سونش به رنگ شادنه درنيايد باز بر خاكستر گرم مىگذارند و عمل را تكرار مىكنند تا همرنگ شادنه مىشود . گزينش : نوع خوبش آن است . كه صاف و بىدرز و زودشكن و بىآلايش پليديها باشد . راه‌راه و برنگهاى مختلف نباشد . و چون بشكنى بطور مستقيم بشكند . اما اگر شادنهء تقلبى باشد در شكستن درست نمىشكند و تاول‌مانندهايى در آن ديده مىشود . و اگر سنگ را سوهان زدند و رنگش بسيار سرخ نبود بايد دانست كه تقلبى است . مزاج : ناشسته‌اش در اول گرم و در دوم خشك است . شسته‌اش تا دوم سرد و تا سوم خشك است . خاصيت : بسيار گيرنده است ، اگر آن را در آب بهم بسايى تا بگدازد بالانشين است و چون حل شد آب را پرمايه كند . بازدارنده است . كمى گرمى دارد ، لطيف و بسيار خشكاننده است . بعضى گويند با مرغش هم‌قوت است و از مرغش خشك‌تر و كم‌گرمىتر است . و